عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
123
كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )
من جارى مىشد و از گناه آن پاك مىشدم به ميخوارگى ادامه مىدادم ، اما اينك كه تو با برداشتن حد آن مرا درمانده - بدبخت - خواهى ساخت من هم ، به خدا سوگند كه ديگر هرگز بادهنوشى نخواهم كرد . ابو محجن هنگامى اسلام آورد كه قبيله ثقيف مسلمان شدند ، او از پيامبر ( ص ) رواياتى شنيده است كه از قول او روايت شده است . « 59 » گفتهاند نامش مالك يا عبد اللّه و نام پدرش حبيب بوده است و هم گفتهاند همين كلمه ابو محجن نام اوست . « 60 » 56 - طليحة بن خويلد ابو منصور جعفر بن عبد اللّه دامغانى با اسناد خود از محمد بن ابراهيم تميمى براى ما نقل كرد كه مىگفته است : هنگامى كه طليحه ديد مردم اسير و كشته مىشوند اسبش را آماده ساخت و همسرش را برداشت و بر اسب نشست و همراه او گريخت ، و گفت : هريك از شما كه مىتواند اينچنين كند كه من رفتار كردم همينگونه رفتار كند ، آنگاه به گريز خود ادامه داد و به شام رفت و نزد خانواده بنى جفتة كه اميران غسانى هستند اقامت گزيد . و چون خداوند اجنادين را گشود و ابو بكر درگذشت به هنگام خلافت عمر ، طليحه در حالى كه محرم بود به مكه آمد ، عمر چون او را بديد گفت : اى طليحه من از آن پس كه تو دو مرد صالح عكاشه - و ثابت بن اقرم را كشتى ترا دوست نمىدارم - طليحه و برادرش آن دو را كشته بودند . طليحه گفت : اى امير المؤمنين خداوند آن دو مرد را به دست من گرامى داشت - به
--> ( 59 ) . براى اطلاع بيشتر در مورد نام ابو محجن و چگونگى اسلام او و روايتى كه از پيامبر ( ص ) نقل كرده است به الاستيعاب ابن عبد البر در حاشيه همان صفحه و همان جلد الاصابة ابن حجر ، ص 182 ، ج 4 مراجعه فرماييد . ( 60 ) . داستان ابو محجن در جنگ قادسيه در منابع بسيار كهن گاه به صورت مختصر و گاه با تفضيل بيشتر از آنچه ابن قدامه مقدسى آورده است آمده است ؛ براى نمونه به ترجمه اخبار الطوال دينورى ، ص 155 ، به قلم اين بنده ، تهران ، نشر نى ، 1364 ش و به الاغانى ابو الفرج اصفهانى ، صفحات 13 / 1 ، ج 19 ، مصر 1391 ق به اهتمام عبد الكريم ابراهيم الغرباوى و زير نظر محمد ابو الفضل ابراهيم ، و نهاية الارب نويرى ، ص 208 ، ج 19 و ج 4 ترجمه آن كتاب به قلم اين بنده و ترجمه تاريخ طبرى ، صفحات 1721 / 1722 / 1751 به قلم مرحوم ابو القاسم پاينده مراجعه فرماييد .